یکی یدونه
دختر ناز مامان از صبح تولدت بهترین هدیه رو به من دادی
صبح روز تولدت مامان جون زودتر بیدار شدم که کارامو کنم تا شما خوشگل خانوم خوابیدی که بیدار شدی.
منم اومدم کنارت دراز کشیدم که بخوابی.اومدی بغلم و سرت و گذاشتی رو دستم و دو ساعت کامل باهم اونطوری خوابیدیم.
از اون به بعد دیگه شبا وقت خوابت بشه شیرتو میخوری و کنارم دراز میکشی.منم نازت میکنم و بغلت میکنم و میبوسمت تا بخوابی.البته قبل ١٢ اصلا نمیخوابی عشقم
دندون بالاییت یکی دراومد.کناریشم کاملا مشخصه ولی بیرون نیومده هنو.واسه همین مدام غر میزنی و فقط بغل میخوای و میخوای کنارت باشم.
از ٥ شنبه خونه مادری یاد گرفتی یه دستت و داشته باشیم راه میری.(٣ بهمن)
البته هنوز راه نمیری و تلاشتم کمتر شده.چهار دست و پا رفتن و ترجیح میدی چون راحتتر به اهدافت میرسی.
کلاغ پر بلدی و وقتی انگشتم و میذارم میگم کلاغ پر تو دستم و بلند میکنی.
لی لی لی لی حوضکم بلدی و وقتی میگم افتاد انگشتت و محکم میزنی وسط دستم.
غذاخوردنت تعریفی نداره و هنوز غذای جامد نمیخوری.شاید دندونت دربیاد بتونی بخوری عزیزم
به گفته بابایی دیشب تونستی تنهایی اولین قدمت و بذاری.(٤ بهمن)
قربون دختر نازم بشم خیلی دوستت دارم فرشته ی من

کادوی تولدت


کامیون سواری

با کامیونت راه میری


رفتم سر یخچال تو هم طبق معمول زیر پام بودی نمیدونم کی خامه رو گرفتی و وقتی دیدمت اینطوری بودی

حمله به گیتار مامان

مامانی که آخرش کلاس نرفت ایشالله بزرگ شدی تو برو بجای من تا به آرزوم برسم

عاشق آبنبات لیسی هستی

مامان جونم خیلی خیلی دوستت دارم


یکی یدونه
