سایناساینا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره

دخترم تمام زندگیم

تولدت مبارک گل زندگیم

  عزیزم دخترم زیبایم روزها و ماه ها سپری شد .لحظه هایمان کنار هم با عشق گذشت.زمستان تولدت بهار قلبم بود.یاداوری روز تولدت لبخند برایم دارد.تو زیباترین دختر دنیا اومدی و همراه خودت زیبایی را به زندگیمان اوردی. یک بهار یک تابستان یک پاییز و یک زمستان را دیدی از این پس همه چیز تکراریست جز مهربانی آرزوهای زیادی دارم برای تو عزیزتر از جانم یک دنیا خوشبختی یک دریا سلامتی یک آسمان لبخند و هزاران بار عاقبت بخیری از خدا برایت خواستارم امیدوارم صدمین تولد زمستونیت و تجربه کنی عزیزم. خدایا شکرت که مرا لایق نام مادر دانستی شکرت که نعمتت را به من ارزانی کردی شکرت که فرشته ای...
19 دی 1392

عذرخواهی

دوستان خوبم بابت اینکه چند وقتیه به وبلاگ شما عزیزان سر نزدم معذرت میخوام امتحاناتم شروع شده و واقعا با ساینا سخته ایشالله بزودی به همه دوستان سر میزنم ...
19 دی 1392

11 ماهگیت مبارک گلم

عزیزم بهترینم دختر قشنگم فرشته ی زندگیم 11 ماهگیت مبارک   شمارش معکوس واسه روز تولد دخترم شروع شده     خدایا شکرت بخاطر این نعمت بزرگت هزاران بار شکرت             ...
18 آذر 1392

روز های ما

دختر نازم خیلی وقت بود که هر وقت بابا جون میومد یا دلت واسش تنگ میشد میگفتی ب ب. کلا باباها خوش شانسند. اما فقط وقتی گریه میکردی میگفتی ماما. تا اینکه دیشب تو خونه دنبالم میومدی و منو ماما صدا میکردی.(4 آذر)   خدایا شکرت بخاطر فرشته ای که بهم دادی.هزاران بار شکرت   دیشب با هر بار ماما گفتنت دنیا رو بهم میدادن.عزیز دلم تو واسم با ارزش ترینی. خیلی دوستت دارم دخترم منو بابایی عاشقتیم   الان سه روز خیلی شدید سرما خوردی عزیزم.الهی مامان بمیره واست.چشمات سرخه و بینی کوچولوت همش آب میاد و قرمز شده.تب هم داری.امیدوارم خیلی زود خوب شی و دیگه رنگ مریضی رو نبینی کوچولوی من ...
5 آذر 1392

امروز ما

مامان جون امروز سه شنبه بود و من باید میرفتم دانشگاه اما تصمیم گرفتم نرم و پیشت بمونم که باهم خوش بگذرونیم  ولی... ساعت ٩ و نیم sms دوست مامان جون اومد که کار مهمی داریم و استاد همه مونو خواسته دانشگاه. منم موندم چیکار کنم. جایی هم نبود بذارمت.اینطوری شد که... مادر دختر رفتیم دانشگاه. قربون دختر نازم بشم من انقد طرفدار پیدا کرد. همکلاسی های مامانی میخواستن بخورنت حتی استادامم عاشقت شدن و کلی نازت دادن و بهت شکلات هم دادن البته تو راه واسه خاله لیلا زنگیده بودم تنبل و بیدار کردم و از خوابگاه دانشگاه لطف کرد بخاطر تو اومد و نگهت داشت تا من به کلاسم برسم. خاله مطی هم خیلی کمکمون کرد و شکر خد...
28 آبان 1392

10 ماهگی تموم شد

عزیز دلم قشنگم فرشته ی زندگیم 10 ماه از بودنت کنارمون میگذره و امروز شروع ماه 11ام زندگی شیرین ترین دختر دنیاست. مبارک باشه قشنگم ساینا عزیز مامان تو دنیای منی.خیلی دوستت دارم عزیزم و لحظه هایی که کنارت نیستم بدترین زمان زندگیمه. مامانی مجبور شدم برم دانشگاه و روزهایی تنهات بذارم.ببخش منو جیگر گوشم.اوایل اشک امونم نمیاد و قلبم از دوریت درد میگرفت اما لعنت به زندگی که همه چی توش عادت میشه.منم به دوریت عادت کردم.دلم تنگ میشه واست اما دیگه اشکی نمیاد.همش عکساتو نگاه میکنم تا بیام پیشت. ببخش مامانو که تو مهمترین روزهایی که بهم نیاز داری تنهات میذارم.تو خیلی خانومی و تو نبودم گریه نمیکنی.اما بیشتر میخوابی.اصولا...
18 آبان 1392