10 ماهگی تموم شد







عزیز دلم قشنگم فرشته ی زندگیم 10 ماه از بودنت کنارمون میگذره و امروز شروع ماه 11ام زندگی شیرین ترین دختر دنیاست.
مبارک باشه قشنگم![]()
ساینا عزیز مامان تو دنیای منی.خیلی دوستت دارم عزیزم
و لحظه هایی که کنارت نیستم بدترین زمان زندگیمه.
مامانی مجبور شدم برم دانشگاه و روزهایی تنهات بذارم.ببخش منو جیگر گوشم.اوایل اشک امونم نمیاد
و قلبم از دوریت درد میگرفت اما لعنت به زندگی که همه چی توش عادت میشه.منم به دوریت عادت کردم.دلم تنگ میشه واست اما دیگه اشکی نمیاد.همش عکساتو نگاه میکنم تا بیام پیشت.
ببخش مامانو که تو مهمترین روزهایی که بهم نیاز داری تنهات میذارم.تو خیلی خانومی و تو نبودم گریه نمیکنی.اما بیشتر میخوابی.اصولا وقتی حوصلت سر میره میخوابی که این ناراحتم میکنه.
دخترم حسابی بزرگ شدی.دس دسی میکنی و خیلی ذوق میکنی.سر سری میکنی و میخندی.
همه جا رو میگیری و میایستی و با داشتن مبل راه میری.یوقتایی دعوات میکنم اما تو بهم میخندی تا منم بخندم و کارای خطرناکت و ادامه بدی.
همش دنبالت میدوام.
یه جا نمیمونی.چهار دست و پا به همه جا سرک میکشی.چند روز پیش رفتی پشت میز تی وی ولی گیر کردی.آخه نمیتونستی دنده عقب بیای و جا دور هم نداشتی.
واسه همین دیگه نرفتی.
اما کار جدیدت اینه که میری تو اتاق ما و با کمک زانوهات میری رو تختمون.چند روز پیش هرجا گشتم پیدات نکردم تا اینکه دیدم پشت تخت ما رو زمین آروم نشستی.نمیدونم چطوری پایین رفتی.
همش میری رو مبل و اونجا چهار دست و پا میشی یا وایمیستی.
عاشق دالی بازی هستی.
دوتا دندون کوچولو داری فدات شم.
خیار پوست میکنم میدم دستت توهم با دندونای تیزت تیکه میکنی و میندازی.
با تلاش زیاد هنوزم غذای غیر میکس نمیخوری.
البته غذا خوردنتم تعریفی نداره و من واست میپزم
اما خیلی وقتا نمیخوری یا بزور میخوری.میخوام دیگه زورت نکنم تا خودت بخوای.خیلی سخته اما میگن اینطوری درسته.
دیگه اسباب بازیهات و دوست نداری و هرچیز بچگونه رو نگاه نمیکنی.همش دنبال تلفن و موبایل و شارژر و دمپایی و کنترل و بقیه وسایل خونه ای.
چندتا عکس از عروسکم





اینم عروسک مامان تو همایش حضرت علی اصغر که دیروز بود.

امام حسین محافظت باشه فرشته ی من.
خیلی دوستت دارم



10 ماهگی تموم شد
