15 ماهگیه گل زندگیم تو بهار
ساینا جون مامان مجدد عیدت مبارک
بهترین روزها و اتفاق ها رو برات آرزو میکنم
سلامتی و شادی و خوشبختیت آرزوی همیشگیمه
چقد امسال عید کنار تو شیرین بود.هر چند خیلی کنجکاویهات زیاد بود و تو مهمونی ها همش اینور اونور سرک میکشیدی اما واقعا وجودت واسم بهترین بود.
سفره ی هفت سین امسال بخاطر امنیت از شیطنتات رو میز آشپزخونه چیده شد.خیلی ساده.


اینم عکس پرنسسم روز اول عید




ساینا جون عاشق عیدی


ساینا روز سیزده بدر

عصبانی هستی که چرا بابایی ولت نمیکنه واسه خودت بدویی.آخه مامان تو شن ها خطر داشت میوفتادی فدات شم

این بود عید امسال ما.
بخاطر اینکه دختر نازم اذیت نشه منو بابایی تصمیم گرفتیم امسال مسافرت نریم تا شما بزرگتر شی و راحتتر باشی.
دخترم منو بابایی خیلی دوستت داریم.ممنون که هستی و دنیای ما شدی.
خب چندتا عکس دیگه از 15 ماهگیه دخترم
ساینا در حاله حمل و نقل



اینم غذا خوردنه دختر کوچولوم.
کی میشه خیلی خوب و راحت غذاتو بخوری

پیتزا خورونه



اینجا هم بازی با شکلات هاست.

خسته شدی از عکس گرفتن و غر میزنی.

خیلی دوستت دارم فرشته کوچولو


15 ماهگیه گل زندگیم تو بهار
